دیجیتال مارکتینگ

دیجیتال مارکتینگ چیست؟

فهرست محتوا

دیجیتال مارکتینگ یک اصطلاح گسترده است که حوزه های مختلفی از SEO گرفته تا نوشتن وبلاگ و کانال های توزیع تا بودجه را پوشش می دهد. در این راهنما، ما به شما کمک می‌کنیم تا ستون‌های کلیدی بازاریابی دیجیتال را درک کنید و به شما این امکان را می‌دهیم تا استراتژی بازاریابی دیجیتال خود را برای بهینه‌سازی تبلیغات از طریق کانال‌های آنلاین مانند موتورهای جستجو، وب‌سایت‌ها، رسانه‌های اجتماعی، ایمیل و برنامه‌های تلفن همراه بسازید.

دیجیتال مارکتینگ چیست؟


دیجیتال مارکتینگ، همچنین به عنوان بازاریابی آنلاین شناخته می‌شود، به تبلیغاتی اشاره دارد که از طریق کانال‌های دیجیتال برای ارتقای برندها و ارتباط مشتریان بالقوه با استفاده از اینترنت و سایر اشکال ارتباطات دیجیتالی مانند موارد پاینن استفاده میشود:

  1. موتورهای جستجو
  2. وب سایت ها
  3. رسانه های اجتماعی
  4. پست الکترونیک
  5. برنامه های موبایل
  6. پیامک زدن
  7. تبلیغات مبتنی بر وب


به طور خلاصه، اگر یک کمپین بازاریابی از یکی از کانال های رسانه آنلاین فوق استفاده می کند، این جواب سوال دیجیتال مارکتینگ چیست است!

امروزه مصرف کنندگان برای تحقیق در مورد محصولات به شدت به ابزارهای دیجیتال متکی هستند. طبق تحقیقات HubSpot، حدود 77 درصد از مشتریان قبل از درگیر شدن با یک نام تجاری به صورت آنلاین در مورد آن تحقیق می کنند. در همین حال، 51 درصد از مصرف کنندگان می گویند که از گوگل برای تحقیق در مورد محصولات قبل از خرید استفاده می کنند.

دیجیتال مارکتینگ چگونه کار می کند؟


دیجیتال مارکتینگ از طیف وسیعی از استراتژی‌ها برای دستیابی به مشتریان استفاده می‌کند، خواه هدف آنها وسوسه کردن مشتریان برای خرید، افزایش آگاهی از برند یا تعامل ساده با برند شما باشد. دیجیتال مارکتینگ مدرن شامل سیستم گسترده ای از کانال ها می شود، از جمله:

  1. رسانه های اجتماعی
  2. بازاریابی محتوا
  3. بازاریابی وب سایت
  4. سئو (بهینه سازی موتور جستجو)
  5. تبلیغات PPC (پرداخت به ازای کلیک).

برای دستیابی به پتانسیل واقعی دیجیتال مارکتینگ، بازاریابان باید به دنیای گسترده و پیچیده امروزی بین المللی بپردازند تا استراتژی هایی را کشف کنند که از طریق بازاریابی تعاملی تأثیر می گذارد.

بازاریابی تعاملی روشی برای ایجاد تعاملات معنادار با مشتریان بالقوه و بازگشتی بر اساس داده هایی است که در طول زمان جمع آوری می کنید. با درگیر کردن مشتریان در یک چشم انداز دیجیتال، در حقیقت شما آگاهی از برند ایجاد می کنید، خود را به عنوان یک رهبر فکری قرار می دهید و زمانی که مشتری آماده خرید است، کسب و کار خود را در خط مقدم قرار می دهید.

چرا دیجیتال مارکتینگ مهم است؟


با اجرای یک استراتژی بازاریابی دیجیتال همه‌کاناله، بازاریابان می‌توانند بینش‌های ارزشمندی را در مورد رفتارهای مخاطب هدف جمع‌آوری کنند و در عین حال راه را به روی روش‌های جدید تعامل با مشتری باز کنند.

علاوه بر این، شرکت ها می توانند انتظار افزایش در حفظ را داشته باشند. طبق گزارش Invesp، شرکت‌هایی که استراتژی‌های تعامل با مشتری همه‌کانالی قوی دارند، به‌طور متوسط ​​۸۹ درصد از مشتریان خود را حفظ می‌کنند. آن را با شرکت‌هایی با برنامه‌های چند کاناله ضعیف مقایسه کنید و نرخ نگهداری آنها فقط 33 درصد است.

دیجیتال مارکتینگ همچنان در حال تکامل است. برای مثال، تنوع روزافزون دستگاه‌های پوشیدنی در دسترس مصرف‌کنندگان، فرصت‌های جدیدی را برای بازاریابی برای آنها فراهم می‌کند. فوربس همچنین پیش‌بینی می‌کند که رسانه‌های اجتماعی به طور فزاینده‌ای در فضای B2B محاوره‌ای خواهند شد، محتوای ویدیویی برای اهداف بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO) اصلاح می‌شود و بازاریابی ایمیلی حتی شخصی‌تر می‌شود.

تفاوت بین بازاریابی B2B و B2C


تقریباً به طور قطع در مورد B2B و B2C شنیده اید، اما آیا تفاوت بین آنها را می دانید؟ B2B تجارت به کسب و کار است، در حالی که B2C تجارت به مصرف کننده است، بنابراین فعالیت بازاریابی شما باید برای هر مخاطب تنظیم شود و برای آن هدف قرار گیرد.

زبان و پیام رسانی:


با بازاریابی B2B، شما بر روی ارتباط مستقیم با سایر مشاغل و تجارت با آنها متمرکز هستید، در حالی که با B2C در عوض برای مصرف کنندگان و مشتریان بازاریابی می کنید.

به عنوان مثال، با بازاریابی B2B بیشتر بر روی پیام‌رسانی تمرکز می‌کنید تا بالقوه‌های احتمالی خود را آموزش دهید، با زبانی که حرفه‌ای است و از اصطلاحات صنعتی استفاده می‌کند – می‌توانید رسمی و مستقیم باشید. با بازاریابی B2C، تمرکز ممکن است بر جذب مشتریان، ایجاد آگاهی از برند و گفتن یک داستان باشد.

تصمیم گیری:


یکی دیگر از تفاوت های کلیدی فرآیند تصمیم گیری است. با B2C، مشتری می تواند تصمیم نسبتاً سریعی برای خرید از شما بگیرد. البته، ابتدا باید اعتماد آنها را از طریق استراتژی بازاریابی دیجیتال خود جلب کنید.

اما اغلب یک فرد تنها تصمیم گیرنده است، به خصوص اگر کالایی مانند لباس یا وسایل آشپزخانه را خرده فروشی می کنید. با اقلام بلیط بزرگتر مانند تعطیلات، همه چیز می تواند پیچیده تر شود. اما سفر خرید سریعتر و کمتر پیچیده است.

با بازاریابی B2B، یک کسب و کار ممکن است مجبور باشد چندین ذینفع را متقاعد کند – شما می توانید مصالح ساختمانی را مستقیماً به شرکت های ساختمانی بزرگ و در رقابت با ارائه دهندگان مشابه بفروشید.

در نهایت، همه چیز در مورد شناخت مشتریان هدف شما و تنظیم بازاریابی خود بر این اساس است.

مزایای دیجیتال مارکتینگ:


دیجیتال مارکتینگ می تواند به شما کمک کند تا مخاطبان خود را بشناسید، اطلاعات مهمی در مورد آنها بیاموزید و معیارهایی ارائه دهید که به تیم بازاریابی شما اعتبار می بخشد. مزایای دیجیتال مارکتینگ عبارتند از:

  1. شما با مخاطبان خود آشنا خواهید شد.
    دیجیتال مارکتینگ بهترین راه برای شناخت و ارتباط با مخاطبان شما است. می‌توانید پیشنهادات و پیام‌ها را آزمایش کنید و در مورد زمان‌های اوج بازدید از وب‌سایت شما اطلاعاتی کسب کنید. اگر استراتژی رسانه‌های اجتماعی دارید – و واقعاً باید – می‌توانید سریع‌تر و آسان‌تر با آنها ارتباط برقرار کنید. خود را با مخاطبان خود هماهنگ کنید و اعتباری ایجاد خواهید کرد که می تواند شما را از رقبا متمایز کند.
  2. هزینه زیادی ندارد.
    در مقایسه با روش های بازاریابی سنتی، بازاریابی دیجیتال ارزان است. هزینه های سربار کمتری وجود دارد. شما می توانید با هزینه ای نسبتا کم، با استفاده از یکی از سیستم های قالب بندی شده متعدد یا پرداخت هزینه بیشتر برای ایجاد سفارشی، یک وب سایت نرم و حرفه ای ایجاد کنید. می توانید حساب های رسانه های اجتماعی را به صورت رایگان ایجاد کنید و با یک ارائه دهنده خبرنامه ایمیل با قیمت رقابتی شریک شوید. بازاریابی دیجیتال نسبتاً مقرون به صرفه حتی برای کوچکترین مشاغل نیز مناسب است.
  3. شما می توانید برای هر کسی، در هر کجا بازاریابی کنید.
    با بازاریابی دیجیتال، دسترسی بالقوه شما بسیار زیاد است. شما می توانید با مشتریان در آن سوی جهان، در مناطق زمانی متعدد، به طور یکپارچه ارتباط برقرار کنید که گویی در حال انتشار آگهی در روزنامه محلی هستید (در واقع آسان تر). شما می توانید دامنه بازار خود را گسترش دهید و کسب و کار خود را به روش هایی توسعه دهید که قبلا غیرممکن به نظر می رسید.
  4. دیجیتال مارکتینگ سازگار است.
    با بازاریابی دیجیتال، می توانید در رویکرد خود سریع، روان و زیرک باشید. استراتژی‌های مختلف را آزمایش کنید، نتایج را ارزیابی کنید و در ماه یا هفته آینده چیز متفاوتی را امتحان کنید. برای کمک به اطلاع رسانی درباره تصمیمات تجاری خود به داده های بلادرنگ دسترسی داشته باشید – برای دیدن نتایج یک کمپین نیازی به هفته ها صبر نیست.
  5. می توانید بر اساس کانال شخصی سازی کنید.
    بازاریابی شما باید عملکردهای متقابل کانالی را از تیم‌هایی با مجموعه مهارت‌های چندگانه به کار گیرد تا مشتریان را در جایی که در آن لحظه دقیق هستند جذب کند. به عنوان مثال، هر پلتفرم رسانه اجتماعی شامل مخاطبان و انتظارات متفاوتی است، بنابراین بازاریابی ممکن است برای هر کدام متفاوت به نظر برسد. این شامل لحن، تصاویر، پیشنهادات، و زمان‌بندی پست‌های شما می‌شود.
  6. می توانید کمپین ها را اندازه گیری کنید و KPI را تنظیم کنید.
    بازاریابی دیجیتال از مجموعه وسیعی از معیارها پشتیبانی می کند که می توان از آنها برای تعیین اثربخشی بازاریابی شما استفاده کرد. با تعیین اهداف خود برای هر کانال و معیارهایی که می خواهید برای آنها ببینید شروع کنید. می‌توانید تعداد تبدیل‌ها و سرنخ‌ها، بازدید از وب‌سایت خود و موارد دیگر را ردیابی کنید – به شما اطلاعات ارزشمندی برای کمک به رشد کسب‌وکارتان می‌دهد.

انواع بازاریابی دیجیتال


بازاریابی دیجیتال شبکه عظیمی از نقاط تماس دیجیتالی را در بر می گیرد که مشتریان بارها در روز با آنها تعامل دارند. برای استفاده صحیح از هر یک از این کانال ها، باید هر کدام را درک کنید.

جستجوی پولی


جستجوی پولی – که به عنوان تبلیغات پرداخت به ازای کلیک (PPC) نیز شناخته می‌شود – معمولاً به نتایج حمایت شده در بالا یا کنار صفحه نتایج موتور جستجو (SERP) اشاره دارد. این تبلیغات برای هر کلیک از شما هزینه دریافت می کنند و می توان آنها را طوری تنظیم کرد که وقتی عبارات جستجوی خاصی وارد می شوند ظاهر شوند.

مزیای این روش دیجیتال مارکتینگ:

اساساً، تبلیغات شما برای مخاطبانی که به دنبال یک محصول یا کالای خاص هستند، هدف قرار می گیرد. به این ترتیب، این تبلیغات می توانند بسیار مؤثر باشند، زیرا بر داده های جمع آوری شده از افراد متکی هستند.

رفتار آنلاین هستند و برای افزایش ترافیک وب سایت با ارائه تبلیغات مرتبط به افراد مناسب در زمان مناسب استفاده می شوند. این تبلیغات همچنین شامل هدف‌گیری مجدد می‌شوند، به این معنی که ابزارهای اتوماسیون بازاریابی می‌توانند تبلیغات بین پلتفرمی منحصر به فرد و شخصی را بر اساس اقدامات مشتریان ایجاد کنند.

معایب این روش دیجیتال مارکتینگ:

معایب PPC شامل هزینه و نیروی کار است. اگرچه می توانید انتخاب کنید که آنچه را که دوست دارید خرج کنید، هزینه ها می توانند به سرعت افزایش پیدا کنند. کمپین ها نیز می توانند برای سرمایه گذاری در زمان سنگین باشند و اغلب نیاز به نظارت و بهینه سازی دارند.

بهینه سازی موتور جستجو (SEO):


سئو وبسایت فرآیند بهینه سازی محتوا، تنظیمات فنی و دسترسی به وب سایت شما است، بنابراین صفحات شما در بالای صفحه نتایج موتور جستجو برای مجموعه خاصی از عبارات کلیدواژه ظاهر می شوند.

مزایا:

ترافیک آنلاین ارگانیک که از طریق سئو به دست می‌آید، تأثیر زیادی بر رتبه‌بندی جستجو و در نتیجه، ترافیک ارگانیک سایت دارد. با استفاده از کلمات کلیدی و عبارات، می توانید از SEO برای افزایش دید و ایجاد یک رابطه پایدار با مشتری استفاده کنید. سئو به عنوان افزایش رتبه وب سایت در نتایج جستجوی آنلاین و در نتیجه افزایش ترافیک سایت ارگانیک آن با استفاده از کلمات کلیدی و عبارات رایج تعریف می شود. استراتژی‌های سئو قوی در کمپین‌های بازاریابی دیجیتال بسیار تأثیرگذار هستند، زیرا دیده شدن اولین قدم برای یک رابطه پایدار با مشتری است.

معایب:

شما می توانید یک استراتژی سئو را در وب سایت خود اجرا کنید و تغییرات زیادی را بلافاصله مشاهده نکنید، بنابراین صبر لازم است. به‌روزرسانی‌های الگوریتم Google می‌تواند بر رتبه‌بندی شما نیز تأثیر بگذارد – که می‌تواند به معنای تغییر استراتژی شما باشد.

بازاریابی محتوا


بازاریابی محتوای مؤثر ماهیت ظاهری تبلیغاتی ندارد، بلکه در خدمت آموزش و الهام بخشیدن به مصرف کنندگانی است که به دنبال اطلاعات هستند. هنگامی که محتوایی را ارائه می دهید که به مخاطبان خود مرتبط است، می تواند شما را به عنوان یک رهبر فکری و منبع قابل اعتماد اطلاعات معرفی کند.

مزایا:

بازاریابی محتوا سه برابر بیشتر از تبلیغات جستجوی پولی سرنخ دریافت می‌کند، بنابراین ارزش تلاش بیشتری را دارد – چه ایجاد پست‌های وبلاگ، راهنمای اطلاعاتی، کاغذهای سفید یا هر نوع محتوای دیگری.

معایب:

چالش‌های بسیاری از کسب‌وکارها چندگانه است – یافتن منبع، ایجاد چیزی که از رقبا متمایز باشد و حفظ شتاب.

بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی:


رسانه های اجتماعی همه جا هستند، بنابراین کسب و کار شما باید در چندین پلتفرم مختلف فعال باشد. با این حال، کلید بازاریابی موثر در رسانه های اجتماعی بسیار فراتر از داشتن چند حساب رسانه اجتماعی است.

مزایا:

شما باید از کانال های اجتماعی مثل اینستاگرام،تلگرام،تویتر و.. خود به درستی و موثر استفاده کنید – هرچه مخاطبان شما بیشتر الهام بگیرند تا با محتوای شما درگیر شوند، احتمال بیشتری دارد که آن را به اشتراک بگذارند و به طور بالقوه الهام بخش همتایان خود برای تبدیل شدن به مشتری هستند.

معایب:

ارزش آن را دارد که محتوای خود را در پلتفرم های مختلف تغییر دهید – آنچه در توییتر به خوبی کار می کند ممکن است در اینستاگرام که بیشتر بصری است، موثر نباشد. یک اشتباه رایج برای یک تجارت که از رسانه های اجتماعی استفاده می کند این است که مکرراً پست نمی گذارد یا لحن پست ها را کاملاً اشتباه می گیرد. باز هم، مخاطبان خود را بشناسید، و آنها چه می خواهند.

بازاریابی ایمیلی:


پس از گذشت بیش از دو دهه، ایمیل هنوز سریع‌ترین و مستقیم‌ترین راه برای دستیابی به مشتریان با اطلاعات مهم است. امروزه، کمپین های ایمیل موفق باید فوق العاده جذاب، مرتبط، آموزنده و سرگرم کننده باشند تا در صندوق ورودی مشتری شما دفن نشوند.

برای موفقیت، ایمیل های بازاریابی شما باید پنج ویژگی اصلی را برآورده کنند. آنها باید باشند:

  1. قابل اعتماد
  2. مربوط
  3. محاوره ای
  4. در بین کانال ها هماهنگ شده است
  5. راهبردی
  6. زمان‌بندی و زمان‌بندی مهم هستند – صندوق‌های دریافتی مشتریان را با پیام‌های تکراری یا نامربوط بمباران نکنید، در غیر این صورت ممکن است دکمه لغو اشتراک را بزنند.

بازاریابی موبایلی


دستگاه های تلفن همراه در جیب ما قرار می گیرند، در کنار تخت های ما می نشینند و به طور مداوم در طول روز چک می شوند. این امر بازاریابی در تلفن همراه را بسیار مهم می کند – دو سوم مصرف کنندگان می توانند مارک خاصی را که در هفته گذشته در تلفن همراه تبلیغ کرده اند به یاد بیاورند – اما موبایل نیز با توجه به ماهیت صمیمی آن بسیار ظریف است.

مزایا:

پیامک، MMS و بازاریابی درون‌برنامه‌ای همگی گزینه‌هایی برای دسترسی به مشتریان شما در دستگاه‌هایشان هستند، اما فراتر از آن، باید هماهنگی تلاش‌های بازاریابی خود را در سایر کانال‌های بازاریابی دیجیتال خود در نظر بگیرید.

معایب:

حفظ حریم خصوصی همچنان یک مسئله است – مراقب نحوه برخورد با داده های مشتری باشید.

اتوماسیون بازاریابی


اتوماسیون بازاریابی یک پلتفرم یکپارچه است که تمام بازاریابی دیجیتال شما را به هم پیوند می دهد. در واقع، شرکت‌هایی که مدیریت رهبری را خودکار می‌کنند، در مدت شش تا نه ماه شاهد افزایش ۱۰ درصدی یا بیشتر درآمد هستند. بدون آن، کمپین های شما مانند یک ناتمام به نظر می رسند

آخرین پست ها
سوال خود را بپرسید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاوره رایگان سئو